بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 23 دی 1389

سلام

یا رب زینب به حق زینب اشف صدر زینب به ظهور الحجة

این پوستر به مناسبت اربعین حسینی  توفیق شد و بنده حقیر طرح زدمش و داخل این طرح زیارت عاشورا به صورت کامل کامل نوشته شده است و تقدیم می کنمش همینجا به خانم رقیه علیها السلام انشاالله که از این حقیر بپذیرند به شایستگی بی بی جان دوستت دارم ایا شما هم من حقیر رو دوست دارید؟؟؟

راستی این پوستر رو با همکاری برادر کوچکترم ساختم که مطمئنم  از من هنرمند تر است

در رابطه با این طرح باید بگم هیچ گونه ویرایش از هیچ یک از طراح ها روی این طرح رو بنده نخواهم پذیرفت این طرح به هیج وجه نباید ویرایش شود در صورتی که نیاز بود باید با بنده تماس گرفته شود تا ببینم صلاح چیه این طرح برای من خیلی  مهمه

سید حمید رضا برقعی:

غزلی نذر حضرت ماه از طوفان واژه ها

مشک برداشت که سیراب کند دریا را

رفت تا تشنگی اش آب کند دریا را

آب روشن شد و عکس قمر افتاد درآب

ماه می خواست که مهتاب کند دریا را

کوفه شد، علقمه شق القمری دیگر دید

ماه افتاد که محراب کند دریا را

تا خجالت بکشد،سرخ شود چهرهء آب

زخم می خورد که خوناب کند دریا را

ناگهان موج برآمد که رسید اقیانوس

تا در آغوش خودش خواب کند دریا را

آب مهریهء گل بود والا خورشید

در توان داشت که مرداب کند دریا را

روی دست تو ندیده است کسی دریا دل

چون خدا خواست که نایاب کند دریا را

----------------------------------------------

خوشبحال انانی که هر روز یک بار زیارت عاشورا می خوانند خوشبحالشان




طبقه بندی: طرح های ویژه،  امام حسین علیه السلام،  حضرت عباس علیه السلام، 
برچسب ها: پوستر از زیارت عاشورا، زیارت عاشورا، بنر از زیارت عاشورا، متن کامل زیارت عاشورا، پوستر اربعین، اربعین حسینی، بنر اربعین، والپیپر از اربعین حسینی، پوستر حرفه ای از زیارت عاشورا، عاشورا، اربعین،
ارسال توسط کلب الرقیه علیها السلام
بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 9 دی 1389

سلام

یا رب زینب به حق زینب اشف صدر زینب به ظهور الحجة

و سخنی با انکه یقین دارند باب الحوائج است؟؟؟!!!

و باز سلام و سلام و سلام و سلام و سلام

قلب،جان،نمی دانم چه بخوانمت که ارام بگیرم نیست به والله نیست کلمه ای که ارامم کند ای عشق،می گویند تو باب الحوائج هستی؟ایا من هم بگویم ؟ایا من هم یقین کنم؟عطشان من ایا  قلبم را یقین دهم؟نم نم اشکهای داغم ،سینه خسته ام،قلب پر غمم،همه می گویند تو قلبی!!!!

چیزی می خواهم از تو ،قبلش می خوام یکخورده درد دل کنم،خسته ام،بخدا  غمزده از غمهای ویرانگرم، و بیچاره از تنش های درگذر!،ناراحتم، از تو منیر بنی هاشم،از ابی عبدالله،از محمد مصطفی سلام الله علیها، از مهدی پسر فاطمه،و باز خسته ام،خیلیه می خوام سوار کشتی  حسینم بشوم؟؟؟؟ خیلی است بخواهم برای مهدی چون تو باشم؟؟؟ خیلی است از محمد خواستم اون قضیه را و نشد؟؟؟؟؟خیلی است محبتت را در سینه ام چونان غمی که ان را متلاشی کند بگذاری؟؟؟؟

کاش می توانستم با کلمات  فریاد زنم و اشک بریزم و ناله سر دهم از این بیچارگی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ کاش.........

علی جان فاطمه جان بخدا خسته ام به پیغمبر خسته ام  خیلی زیاده از سرپرست خود بخواهم بمیرم!!!!

الله اکبر  اه مرگ را نمی بینم که جرات کند و در اغوشم کشد!!!اخر ، اخر خداوندان  فضل اخر ثوابی...!!!!!!!

رضا جان بخدا ثواب داره کمکم کنید!!!!یا رقیه خاتون قلب من  مگر نمی گویند کار با کریمان دشوار نیست پس چرا من خسته ام، زینب من روح  شما  بگو خیلیه می خوام  در اهل بیت بمیرم و متولد شوم!!!! خیلیه بخدا نیست بخدا نیست  الله اکبر کاش نفس از سینه ام عبور نمی کرد و جان مرا قبض می کرد انکه به او مشتاقم  انچنان که مجنون گشته ام  از جنون می نویسم و می گویم!!!!!!

یا باب الحوائج گریه های مرا نمی بینی؟ شنیده ام که با خودی سخت مهربانی!شنیده ام که باب الحوائجی؟؟؟؟؟

و باز انتظار و باز انتظار.............طرح واسته حضرت عباس بود ها  پسر فاطمه علیه السلام؟؟؟؟؟؟؟؟




طبقه بندی: حضرت عباس علیه السلام، 
ارسال توسط کلب الرقیه علیها السلام
بازدید : مرتبه
تاریخ : شنبه 4 دی 1389

سلام

یا رب زینب به حق زینب اشف صدر زینب به ظهور الحجة

سخنی با ارباب و سرپرست خودم حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام:

اقا جان،سلام بر تو که سخنی در وصفت در زبان هیچ انسانی نیست،و مهربانیت و بخششت و فضلت و بردباریت، بر هیچ کس پوشیده.

هر چند که باری سنگین از گناهان بر دوش می کشیم،هر چند که بارها حدود الهی را زیر پای گذاشته ایم،هر چند که  نمک خوردیم و نمک دان شکسته ایم، ولی:

به والله  سوگند دلم  می گوید حسین سفینه نجات است. و حال مولای من، در زمانی واقع شده ایم که تند بادهای فتنه عقل و هوش ادمی را تسخیر می کند و  خط میان حق و باطل از هر موقه ای نازکتر شده است.ایا درست نیست که بر تو توسل کنم و بخواهم نجاتم دهی؟

ایا منی که  قدرت جذب هیچ خیری را ندارم  قادرم خود را نجات داده و در اغوش مادرم فاطمه زهرا احساس کنم؟

هیهات، بی مدد تو هرگز

سخنی از سر عاشقی و خستگی:پس این کشتی شما کی قرار است جان مرا به جانانه ام  فاطمه زهرا سلام الله علیها برساند؟

تا کی باید در انتظار بنشینم و شاهد  جراحت های بیشتر قلبم باشم؟

اگر مددی است پس چرا بسوی من نمی اید نکند اقا نمی داند چقدر  چقدر خسته از گناهانم.

به والله مردم و زنده شدم،بار ها به خود پیچیدم و از همه چیز زده شدم ،تا به کی باید بدانم  عزیز زهرا در کنار من غرق در رنج است و  از من خاک  هر 2 عالم بر سرم شده کاری بر نمی اید؟

بخدا قصم خود را بدبخترین مردم حس می کنم که عقب افتاده از سرای جان است با اینکه می دانم ارباب و سرپرستم چقدر چقدر مهربان است و نجات دهنده ای بزرگ!!!!

ادرکنی ادرکنی ادرکنی العجل العجل العجل الساعة الساعة الساعة یا سفینة النجاة!!!!!!

----------------------------------------

طرح بالا رو خدمت  عباس عزیز قمر منیر بنی هاشم تقدیم می کنم با دلی پر از  ندامت وقلبی اکنده از انتظار های سرد و دهشتناک




طبقه بندی: طرح های ویژه،  امام حسین علیه السلام،  حضرت عباس علیه السلام، 
برچسب ها: پوستر از حرم امام حسین علیه السلام، حرم، بنر، عکس مذهبی، بکگراند، والپیپر،
ارسال توسط کلب الرقیه علیها السلام
بازدید : مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 24 آذر 1389

سلام

یا رب زینب به حق زینب اشف صدر زینب به ظهور الحجة

پرچم این طرح رو از دوست عزیز_همکار طراح_ محب اهل بیت_ اشراق گرافیک گرفتم که برای دیدن وب ایشون توی قسمت لینکها سمت چپ همون اوایل می تونید مراجعه کنید و از این دوست گرانقدر تشکر می کنم.


این طرح واسه حضرت قمر منیر بنی هاشم علیه السلام است و تقدیم به حضرت صاحب الزمان می کنمش با عشق و از خداوند متعال می خواهم غم و اندوه این عزیز رو بزداید و ظهورشان را برساند. و ما را شیعیان مخلص ایشان قرار دهد.شیعیانی که مطیع محض انحضرت هستند و اقا ی ما دعا کن برای ما که عباس وار گرد شمع وجودتان بچرخیم و دعایمان کنید که مولای ما تویی.صاحب ما تویی

سلام بر تو که دلشکسته دورانهای سختی

سلام بر تو عاشق از عاشقی تو هستیم و دلشکسته از شکستگی دل تو

یا رب زینب به حق زینب اشف صدر زینب به ظهور الحجة

شعری دیگه از سید حمیدرضا برقعی.

مشک برداشت که سیراب کند دریا را
رفت تا تشنگی اش آب کند دریا را

آب روشن شد و عکس قمر افتاد در آب
ماه می خواست که مهتاب کند دریا را

تشنه می خواست ببیند لب او را دریا
پس ننوشید که سیراب کند دریا را

کوفه شد علقمه، شق القمری دیگر دید
ماه افتاد که محراب کند دریا را

تا خجالت بکشد سرخ شود چهرۀ آب
زخم می خورد که خوناب کند دریا را

ناگهان موج برآمد که رسید اقیانوس
تا در آغوش خودش خواب کند دریا را

آب مهریۀ گل بود و الاّ خورشید
در توان داشت که مرداب کند دریا را

کاش روی دل خشکیدۀ ما آن ساقی
عکسی از چشم خودش قاب کند دریا را

روی دست تو ندیده ست کسی دریا دل
چون خدا خواست که نایاب کند دریا را




طبقه بندی: طرح های ویژه،  حضرت عباس علیه السلام، 
برچسب ها: طرح، اثر، قمر منیر بنی هاشم، پرچم، وکتور، نقش پرچم، بنر حضرت عباس علیه السلام، طرح های محرم، پوستر های محرم، پوستر مذهبی، ABASS،
ارسال توسط کلب الرقیه علیها السلام
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه 14 آذر 1389

سلام

یا رب زینب به حق زینب اشف صدر زینب به ظهور الحجة

راستش می خواستم این 2 طرح رو که  یکیش مال حضرت ارباب و یکیش مال حضرت سقاء است رو جدا جدا بزنم ولی دلم نیامد، و این پست رو با هر دو طرح می نویسم و تقیدیم می کنم به حضرت علی اکبر و حضرت علی اصغر علیه السلام ...

وقتی یاران حسین بن علی(ع) به شهادت رسیدند، طاقت عباس طاق شد به خصوص آنگاه که احساس کرد حجت خدا بی یاور شده است. آن هنگام بود که اذن میدان خواست اما امام به شدت گریست و فرمود:(( یا أخِی أنتَ صاحِبُ لِوائی)) (( برادرم تو پرچم دار منی)) (بنگرید بحار الأنوار ج 45 ص 41) ولی فریاد العطش کودکان امام را بر آن داشت تا جهت آوردن آب به عباس رخصت دهد. عباس جهت آوردن آب برای اهل خیام عازم میدان شد. او می کوشید وارد شریعه ی فرات شود که شمر بانگ بر آورد: اگر روی زمین را آب فرا گیرد شما را قطره ای از آن نصیب نخواهد شد جز آن که با یزید بیعت کنید. شیخ مفید می نویسد:امام و برادرش عباس لحظاتی با هم و در کنار هم با دشمن به جنگ پرداختند ولی سپاه دشمن میان آن دو جدایی انداخت. عباس چون شیری خشمگین بر چهار هزار نفر از محافظان شریعه حمله برد و آنان را متفرق ساخت و وارد شریعه ی فرات شد. کفی از آب برگرفت ولی ناگاه تشنه کامی امام حسین و اهل بیت را به یاد آورد.(البته حضرت ابوالفضل شخصیتی نبودند که حتی فکر نوشیدن آب را در ذهن خود خطور دهد بلکه این واقعیت می خواهد نشان دهد که با وجود تشنه لبی، ایشان قطره ای به آب لب نزدند. این حادثه فقط برای تاکیدایثار با وجود تشنه لبی ایشان است) آب را روی آب ریخت و مشکی پر از آب نمود و هنگام بازگشت به سوی خیمه ها دشمنان کینه توز از کمین گاه بر او حمله کردند و ضربتی خصمانه بر دست راست او وارد ساختند.دست راست عباس از قسمت مرفق و بازو جدا شد و چنین زمزمه کرد:((والله إن قطعتُمُ یمینی إنّی أحامی إبداً عن دینی و عن إمامٍ صادقِ الیقینِ نجل النّبیّ الطّاهر الأمین)) ((به خدا سوگند که اگر دست راستم قطع کنید پیوسته از دینم حمایت خواهم کرد و نیز از امامم حمایت می کنم که به یقین صادق و از دودمان پاک پیامبر امین است.)) ( بنگرید به بحار الأنوار ج 45 ص 40) عباس همچنان به نبرد خود ادامه می داد تا این که به جهت خونریزی شدید ضعف بر او عارض شد.ناگاه شخصی به نام حکیم بن طفیل از کمین گاه بیرون آمد و دست چپ او را از ساعد و به قولی از بند جدا ساخت.در این هنگام حضرت چنین زمزمه کرد:((یانَفَس لا تَخشَ مَنَ الکُفّار وَ أبشری برحمته الجَبّار)) ((ای نفس از کفار خوف و اندیشه مکن و مژده باد تورا رحمت پروردگار.)) او مشک آب را به دندان گرفت و کوشید تا آب را به لب تشنگان برساند اما ناگهان تیری به مشک آب اصابت کرد و آب فرو ریخت و این مسئله برای عباس بسیار سنگین بود و او را آزرد. تیر های دشمن از هر سو به طرف او فرو می بارید. در چنین وضعی ناگهان عمودی آهنین بر فرق مبارکش فرود آمد و تیری بر سینه اش اصابت کرد و تیری دیگر به چشم مبارکش خورد. راوی گویدبعد از فرو آمدن عمود آهنین بر سر عباس، آن حضرت از روی اسب بر زمین افتاد و برادرش را با این جمله صدا کردند و گفتند:(( یا أخا أدرک أخاک)) ((برادرم برادرت را دریاب)). گویند که عباس(ع) همیشه امام حسین(ع) را از باب ادب با عنوان ((سیدی))،((مولای)) و ... خطاب می کرد ودر باره ی وی عنوان برادر را به کار نمی برد؛ زیرا مادر خود را هم طراز مادر امام حسین(ع) نمی دید لیکن در آن لحظه آن حضرت را برادر خطاب کرد. یکی ازاهل نظر راز این خطاب را می گویند: هنگام واژگون شدن از اسب فاطمه ی زهرا(ع) در برابرم حاضر شد و با حالتی اندوهگین گفتند: اه پسرم ! عباس! وقتی زهرا(ع) پسرم خطابشان کردند، ایشان هم حسین(ع) را برادر صدا کردند.

بعضی از صاحب نظران نوشته اند حسین چون عقابی خشمگین سپاه خصم را پراکنده ساخت و خود را به عباس رساند.(بنگرید به ابو منحف ،مقتل الحسین ص 269 مقتل الامال)

بدن عباس مجروح و بی دست روی زمین افتاده بودامام با دیدن این صحنه ی جانسوز ناله ی سوزناکی سر دادند و فرمودند:((اَلان اِنکَسَر ظهری، وَقَلَّت حیلتی وَ شَمَت بی عدوّی)) ((اینک پشتم شکست توان و عزمم کاهش یافت و دشمنم شادمان گشت)) (بنگرید به مقرم،العباس ص 293) در این هنگام کنار برادر به شدت گریست. در مقتل ابی منخف آمده است:(( وَجَلَسَ عِندَ رَأسِهِ یَبکی حَتی فاضَت نفسه)) ((بر بالین او نشست و هم چنان می گریست تا آنکه عباس جان به جان آفرین تسلیم کرد)) (بنگرید به ابی مخنف، مقتل الحسین ص 179) امام تصمیم گرفت بدن عباس را به خیمه (دارالحرب) حمل کند اما در آن حال عباس نگاهی به برادر انداخت و گفت:(( برادرم به حق جدت رسول الله مرا همین جا به حال خود واگذار و به خیمه برمگردان. ))اما فرمودند :چرا؟ عباس پاسخ داددند:اولاً از دخترت سکینه شرمگینم که به او قول آب داده بودم و ثانیاً من سرداری از سرداران تو هستم؛ وقتی یاران، علمدارتو را در چنین وعضی ببینند و بفهمند من کشته شده ام چه بسا که در عزم و اراده ی آن ها خللی وارد شود و از استقامت و صبرشان بکاهد)) امام پاسخ دادند:(( جزیت عن الإسلام(عن أخیک) خیراً حیث نصرتنی حیّاً و میّناً)) (( از ناحیه اسلام به جزای برتر دست یابی تو همواره در زندگی و حتی در آستانه ی مرگ از من حمایت کردی)) (بنگریدبه معالی السبطین ج 1 ص 247) مرحوم مقرم در کتاب الحسین می نویسد: امام با دید الهی خویش آینده را دید و بدن عباس را به دارالحرب نیاورد تا قبر وی به طور مستقل پناهگاه حاجتمندان باشد.

امام از کنار بدن خونین عباس به سوی خیمه ها بازگشت در حالی که شکسته دل ، محزون و غمگین بودند. هنگامی که سکینه از حال عمویش عباس پرسید امام پاسخ دادند:((یا بُنَیَّهَ قَتَلُوهُ اللِّئامُ)) ((دخترم،لئیمان و زشت کرداران او را کشتند)) (بنگرید به عمده الطالب ص 323) در این لحظات بود که امام دیدند لشکر دشمن به سوی خیمه ها در حرکت است، فریاد برآورد:(( أما مِن مُغیثٍ یُغیثُنا، أما مِن مُجیرٍ یُجِیرُنا أما مِن طالِبِ حقٍّ یَنصُرُنا أما مِن خائفٍ مِنَ النّار فَیَذُبُّ عَنّا)) (( آیاکسی هست تا از ما حمایت کند، آیا کسی هست تا به یاری ما برخیزد، آیا کسی هست که از جهنم بترسد و به دفاع از ما همت گمارد؟)) (بنگرید به مقتل الحسین ص 270)

در این که عباس در روز عاشورا چه زمانی به شهادت رسیدند میان صاحب نظران اختلاف است. خواند میر در کتاب(( حبیب السیر)) جلد دو صفحه ی 52 شهادت او را پیش از شهادت علی اکبر می دانند.

از عظمت و جلالت و شان عباس بن علی(ع) است که چندین تن از امامان معصوم برای او عزاداری کردند از جمله نقل شده است که امام حسین(ع) در کنار نعش عباس به شدت گریست و به عزاداری پرداخت. از علامه بحر العلوم پرسیدند چرا قبر عباس به ظاهر کوچک است در حالی که قامتش رشید بود؟ این سوال گویی نمکی بود که بر قلب سوزناک علامه پاشیده شد و آن قدر گریست تا بی هوش شد وقتی به هوش آمد پاسخ دد:(( آن قدر به بدن عباس شمشیر و نیزه اصابت کرده بود که بدن وی بر اثر قطعه قطعه شدن به صورت گوشت کوبیده در آمده بود و امام سجاد (ع) آن بدن قطعه قطعه شده را جمع کردند و در این قبر کوچک نهادند))

هر شهیدی در آستانه ی شهادت نشاطی مخصوص داشت جز عباس که به هنگام شهادت به ویژه هنگامی که مشک آبش ریخت به جای احساس نشاط، احساس شرمندگی نمود؛ شرمندگی از روی منتظران لب تشنه ی حرم

هر شهیدی در آستانه ی شهادت احساس می کرد که در راه حسین(ع) کشته شده تا کاروان سالار در سلامت کامل باشد ولی عباس در آستانه ی شهادتش احساس می کرد که با کشته شدنش امامش غریب و بی یار می ماند.




طبقه بندی: طرح های ویژه،  امام حسین علیه السلام،  حضرت عباس علیه السلام، 
برچسب ها: حرم حضرت عباس علیه السلام، پوستر از مناره حضرت حسین علیه السلام، طرح مناره حضرت عباس علیه السلام، مناره، گنبد، حرم، ضریح، بنر از مناره، پر چم سیاه گنبد، پرچم گنبد امام حسین علیه السلام،
ارسال توسط کلب الرقیه علیها السلام
بازدید : مرتبه
تاریخ : جمعه 12 آذر 1389

سلام

یا رب زینب به حق زینب اشف صدر زینب به ظهور الحجة

طرح بالا رو تقدیم می کنم به حضرت مهدی علیه اسلام و امید دارم این اندک  رو از این حقیر قبول بفرمایند

مرحوم کل احمد آقا نقل می کردند که:
« روزی جناب شیخ به من فرمودند:
در عالم معنا، روح خواجه حافظ شیرازی را مشاهده کردم که بسیار منبسط بود.
خواجه رو به من کرده و گفت: من غزل شاه شمشاد قدان را، در وصف ماه منیر بنی هاشم حضرت ابوالفضل علیه السلام سرودم. و از این امر خیلی مسرور بود.»

شاه شمشاد قدان خسرو شیرین دهنان _____ كه به مژگان شكند قلب همه صف شكنان‏
مست بگذشت و نظر بر من درویش انداخت _____ گفت ای چشم و چراغ همه شیرین سخنان‏
تا كی از سیم و زرت كیسه تهی خواهد بود _____ بنده‏ء من شو و برخور ز همه سیم تنان‏
كمتر از ذره نه‏ای پست مشو مهر بورز _____ تا به خلوتگه خورشید رسی چرخ زنان‏
بر جهان تكیه مكن ور قدحی می داری _____ شادی زهره جبینان خور و نازك‏
دامن دوست به دست آر وز دشمن بگسل _____ مرد یزدان شو و فارغ گذر از اهرمنا
پیر پیمانه‏كش من كه روانش خوش باد _____ گفت پرهیز كن از صحبت پیمان شكنان‏
با صبا در چمن لاله سحر می‏گفتم _____ كه شهیدان كه‏اند این همه خونین كفنان؟
گفت حافظ من و تو محرم این راز نه‏ایم _____ از می لعل حكایت كن و شیرین دهنان‏




طبقه بندی: طرح های ویژه،  حضرت عباس علیه السلام، 
برچسب ها: طرح حضرت عباس علیه السلام، پوستر از حضرت عباس علیه السلام، تصاویر مذهبی در ارتباط با حضرت عباس علیه السلام، پوستر برای قمر بنی هاشم، تمثال قمر بنی هاشم،
ارسال توسط کلب الرقیه علیها السلام
(تعداد کل صفحات:3)      [1]   [2]   [3]  

آرشیو مطالب
نظر سنجی
فقط می خوام ببینم امام زمانت رو چقدر دوست داری،هر گزینه رو انتخاب کردی اندازش باید برای اقا صلوات بفرستی؟فرض می کنیم نهایت دوستی 14 است...؟











پیوند های روزانه
تبادل لوگو



شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic