تبلیغات
هیئت بنر - طرح:پسرم! چند قدم مانده به بعثت برسی



بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه 21 آذر 1389

سلام

یا رب زینب به حق زینب اشف صدر زینب به ظهور الحجة

طرح بالا واسه حضرت علی اکبر علیه السلام است و این تصویر رو  نشون بنده خدایی دادم  گفتند که پوتین ها رنگهاشون فرق می کنه بنده معتقد هستم  طرح باید  همچیش به واقعیت نزدیک باشه اون قسمتی که تیره تر است سایه یکی از دشمنان ایشون است که حین نبرد افتاده دیگه...

این طرح رو به حضرت قاسم علیه السلام تقدیم می کنم امیدوارم که از بنده به بزرگی و  خوش خلقی که از پدر به ارث بردند قبول کنند

یا حضرت قاسم مددی اقا جان

در ضمن یک شعر بسیار بسیار زیبا از اقای برقعی واسه حضرت علی اکبر واستون میزارم بخونید محشره:

به نام عشق

«قتل الله قوماْ قتلوک»


…ناگهان قلب حرم وا شد و یک مرد جوان

مثل تیری که رها می شود از دست کمان

خسته از ماندن و آماده رفتن شده بود

بعد یک عمر رها از قفس تن شده بود

مست از کام پدر بود و لبش سوخته بود

مست می آمد و رخساره برافروخته بود

روح او از همه دل کنده ، به او دل بسته

بر تنش دست یدالله حمایل بسته

ادامه شعر در ادامه مطلب:

بر تنش دست یدالله حمایل بسته

بی خود از خود ، به خدا با دل و جان می آمد

زیر شمشیر غمش رقص کنان می آمد

یاعلی گفت که بر پا بکند محشر را

آمده باز هم از جا بکند خیبر را

آمد ، آمد به تماشا بکشد دیدن را

معنی جمله در پوست نگنجیدن را

بی امان دور خدا مرد جوان می چرخید

زیرپایش همه کون و مکان می چرخید

بارها از دل شب یک تنه بیرون آمد

رفت از میسره از میمنه بیرون آمد

آن طرف محو تماشای علی حضرت ماه

گفت:لاحول ولاقوه الابالله

مست از کام پدر، زاده لیلا ، مجنون

به تماشای جنونش همه دنیا مجنون

آه در مثنوی ام آینه حیرت زده است

بیت در بیت خدا واژه به وجد آمده است

رفتی از خویش ، که از خویش به وحدت برسی

پسرم! چند قدم مانده به بعثت برسی

نفس نیزه و شمشیر و سپر بند آمد

به تماشای نبرد تو خداوند آمد

با همان حکم که قرآن خدا جان من است

آیه در آیه رجزهای تو قرآن من است

ناگهان گرد و غبار خطر آرام نشست

دیدمت خرم و خندان قدح باده به دست

آه آیینه در آیینه عجب تصویری

داری از دست خودت جام بلا می گیری

زخم ها با تو چه کردند ؟جوان تر شده ای

به خدا بیش تر از پیش پیمبر شده ای

پدرت آمده در سینه تلاطم دارد

از لبت خواهش یک جرعه تبسم دارد

غرق خون هستی و برخواسته آه از بابا

آه ، لب واکن و انگور بخواه از بابا*

گوش کن خواهرم از سمت حرم می آید

با فغان پسرم وا پسرم می آید

باز هم عطر گل یاس به گیسو داری

ولی اینبارچرا دست به پهلو داری؟!

کربلا کوچه ندارد همه جایش دشت است

یاس در یاس مگر مادر من برگشته است؟!

مثل آیینهء در خاک مکدر شده ای

چشم من تار شده ؟یا تو مکرر شده ای؟!

من تو را در همه کرب و بلا می بینم

هر کجا می نگرم جسم تو را می بینم

ارباْ اربا شده چون برگ خزان می ریزی

کاش می شد که تو با معجزه ای برخیزی

مانده ام خیره به جسمت که چه راهی دارم

باید انگار تو را بین عبا بگذارم

باید انگار تو را بین عبایم ببرم

تا که شش گوشه شود با تو ضریحم پسرم…

سید حمید رضا برقعی



طبقه بندی: طرح های ویژه،  علی اکبر علیه السلام، 
برچسب ها: علی اکبر علیه السلام، پوستر از علی اکبر علیه السلام، طرح حضرت علی اکبر علیه السلام، بنر اقا علی اکبر علیه السلام، شعر برای حضرت علی اکبر علیه السلام،
ارسال توسط کلب الرقیه علیها السلام
آرشیو مطالب
نظر سنجی
فقط می خوام ببینم امام زمانت رو چقدر دوست داری،هر گزینه رو انتخاب کردی اندازش باید برای اقا صلوات بفرستی؟فرض می کنیم نهایت دوستی 14 است...؟











پیوند های روزانه
تبادل لوگو